صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 82
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
كلام و حروف از ديدگاه صائن الدين ، مرتبهاى از مراتب وجود است ؛ او موجودات را دو دسته مىداند : يك دسته در موجوديت خويش ، مستقل و قائم به خود هستند ، مانند ارواح و اجساد ؛ و دستهء ديگر تابع و قائم به غير ، مانند افعال و اقوال ، كه حروف در دستهء اخير جاى دارند ؛ زيرا وجود كلام ، تابع وجود متكلم است و به وسيلهء او ظهور پيدا مىكند . « 1 » زبان و دهان ، جامع و مظهر حروف كلامىاند كه هر چه هست ، همه را به صورت خاص مىنمايانند ؛ هواى متنفّس هم حامل صور حروف و كلام است . « 2 » تعبيرى كه صائن الدين از دايرهء وجود كلام ارائه مىدهد ، بسى جامعتر و گستردهتر از مراتب ديگر وجود است ؛ او مىگويد : « هر چه در ساير مراتب الهى و كيانى است از جزئيات حقايق و كليات آن ، همه در او [ كلام ] موجودند ؛ بلكه ساير ممتنعات و محالات نيز كه در آن مراتب ، موجود نيستند ، همه در اين مرتبه ، موجود مىتوانند شد . » « كلام و حروف ، محل ظهور معانى هستند ، و همهء حقايق و معارف الهى از اين طريق هويدا مىگردند . » « 3 » نكتهء ديگرى كه بايد گفت ، اين است كه صائن الدين معتقد است آنچه حروفيان از رموز كلام در مىيابند ، همچون اكتساب صاحبان علوم رسمى و ظاهرى نيست ؛ بلكه از مقولهء حقايق كشفى و علوم باطنى است كه بدون واسطهء فكر و سعى شخص حروفى حاصل مىشود . « 4 » تلقى حروفيان از « معاد » به گونهاى متفاوت از تلقى عامه مىباشد . صائن الدين در بازنماياندن عقيدهء آنان ، به غير جسمانى بودن معاد - كه همانا بازگشت به اصل حروف است - اشاره مىكند و مىگويد : « بازگشت همه به سوى اصل خود است ؛ و ليكن صورتى كه بدان بازگشت خواهد كرد ، آن صورت مقدسهء آسمانى است كه از آلايش عالم جسم و آميزش تصرفات خلق ، منزه و مبرا افتاده و آن بيست و نه حرف است كه به خاتم انبيا فرود آمده . » « 5 »
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 110 . ( 2 ) . همان ، ص 53 . ( 3 ) . همان جا . ( 4 ) . همان ، ص 110 - 111 . ( 5 ) . همان ، ص 116 .